پشت پرده درمان های معجزه آسا
سلامت: جمعی از قربانیان روش غیرعلمی شبیه سازی ذهن و نمایندگان جامعه علمی و بالینی، خواهان بررسی کارهای در رابطه با این شیوه درمانی شده اند.
به گزارش سلامت به نقل از مهر، چندی پیش بود که تعدادی از خانواده های دارای فرزند معلول از فعالیت یک مرکز درمانی غیر مجاز خبر دادند و از روشی تحت عنوان «شوک درمانی و شبیه سازی ذهن» نام برده اند.
علم پزشکی یکی از بزرگ ترین موفقیتهای بشر برای شناخت جهان، تشخیص بیماریها و بهبود کیفیت زندگی است. در عین حال، زبان علمی، اصطلاحات تخصصی، تجهیزات پیشرفته و حتی برخی شیوه های واقعی پژوهش می توانند در خدمت ادعاهایی قرار گیرند که از نظر علمی اثبات نشده اند.
این مسئله خصوصاً در عرصه سلامت و توانبخشی اهمیت دارد، چونکه مخاطب این ادعاها اغلب خانواده هایی هستند که با اختلالات پیچیده، مزمن یا مادام العمر فرزندان خود مواجه اند و طبیعی است که بدنبال بهترین راه برای بهبود وضعیت آنان باشند.
امید به بهبودی، به خودی خود نقطه ضعف خانواده نیست. مسئله زمانی شروع می شود که این امید با وعده هایی مانند «درمان قطعی»، «کشف بی سابقه در جهان»، «تغییر مستقیم مغز» یا «درمان چندین بیماری با یک روش واحد» هدف قرار گیرد، بی آن که شواهد ضروری جهت تأیید این ادعاها در دسترس باشد.
پرسش اصلی این نیست که آیا باید با نوآوری مخالفت کرد؛ بلکه این است که چطور می توان میان نوآوری علمی واقعی، فرضیه ای که هنوز در مرحله پژوهش است و ادعایی که بدون پشتوانه کافی به عنوان درمان اثبات شده معرفی می شود، تفاوت گذاشت.
علم چطور به ابزار فریب تبدیل می شود
تبدیل یک ادعای اثبات نشده به روشی که ظاهر علمی دارد، لزوماً با جعل آشکار یا دروغ گویی مستقیم آغاز نمی گردد. گاهی یک مفهوم واقعی، یک مشاهده محدود یا یک فرضیه اولیه کم کم از محدوده شواهد خود خارج می شود و به ادعایی بسیار بزرگ تر تبدیل می گردد.
اصطلاحاتی مانند شبیه سازی ذهن، برنامه ریزی ناخودآگاه، شبکه های عصبی، تغییر امواج مغزی، تحریک شناختی و بازآموزی مغز امکان دارد در حوزه های علمی واقعی نیز به کار روند. اما استفاده از یک اصطلاح علمی، اعتبار علمی برای روش مورد ادعا ایجاد نمی نماید. باید مشخص باشد این اصطلاح دقیقا به چه فرایندی اشاره دارد، سازوکار پیشنهادی چطور تعریف شده، چطور اندازه گیری می شود و چه شواهدی از رابطه آن با پیامد درمانی وجود دارد. بعنوان مثال، وجود پژوهش های معتبر در رابطه با یادگیری عصبی و انعطاف پذیری مغز به این معنا نیست که هر روش مدعی تغییر مغز، الزاماً مؤثر است.
تعمیم یک مشاهده محدود به درمان چندین بیماری
فرض نماییم در یک بیمار بعد از مداخله ای مشخص، تغییر کوچکی در عملکرد گفتاری مشاهده شود. این مشاهده می تواند ارزش پژوهشی داشته باشد، اما برای نتیجه گیری در رابطه با اثربخشی روش به مطالعات دقیق تر نیاز است.
حال اگر همین مشاهده به ادعای درمان قطعی لکنت، اتیسم، فلج مغزی، پارکینسون، ام اس و صدمه های نخاعی تعمیم داده شود، فاصله ای بزرگ میان داده و نتیجه گیری به وجود آمده است.
هر یک از این اختلالات، ماهیت و نتایج متفاوتی دارند. بنابراین، اثربخشی یک مداخله برای یک پیامد در یک گروه خاص، اثربخشی آن برای بیماریهای دیگر را اثبات نمی کند.
جایگزین کردن رضایت بیمار با شواهد درمانی
تصاویر بیماران خوشحال، اظهارات خانواده ها، ویدیو های قبل و بعد و گزارشات شخصی می توانند تجربه های واقعی افراد را منعکس کنند؛ اما به تنهایی نمی توانند مشخص کنند که بهبود مشاهده شده ناشی از مداخله بوده است یا از عوامل دیگری مانند نوسان طبیعی علایم، تمرین، تغییر شرایط محیطی، درمان همزمان یا انتظار بهبودی تاثیر گرفته است.
در پژوهش بالینی، این عوامل باید تا حد امکان کنترل شوند.
استفاده از فناوری برای ایجاد اعتبار ظاهری
دستگاه های ثبت EEG، نقشه های رنگی مغز، تصاویر پزشکی و نمودارهای پیچیده امکان دارد برای مخاطب نشانه ای از دقت علمی باشند. بااین حال، اعتبار ابزار اندازه گیری با اعتبار نتیجه گیری درمانی یکسان نیست.
یک ابزار امکان دارد فعالیتی واقعی را اندازه بگیرد، اما تفسیر آن فعالیت یا ارتباط دادن آن با درمان یک بیماری مشخص بازهم نیازمند شواهد مستقل باشد.
تبدیل نبود شواهد به ادعای اثبات ناپذیر
یکی از خاصیت های مهم روش علمی، امکان آزمودن فرضیه و بررسی نتایج مخالف است.
اگر مدعی یک روش، هر نتیجه مثبت را نشانه موفقیت بداند، اما هر نتیجه منفی را به همکاری ناکافی بیمار، مقاومت ذهنی، باور نداشتن خانواده یا شرایط نامشخص نسبت دهد، ادعا عملا از آزمون پذیری فاصله می گیرد.
روش علمی باید اجازه دهد که فرضیه ناصحیح از فرضیه درست تفکیک شود؛ نه این که برای هر نتیجه ای توضیحی عرضه کند که ادعا را از نقد مصون نگه دارد.
آیا چیزی به نام شبیه سازی ذهن در علم وجود دارد
پاسخ دقیق این است که اصطلاح «شبیه سازی ذهن» می تواند به مفاهیم مختلفی اشاره کند؛ اما وجود این اصطلاحات در علم، اعتبار یک روش درمانی مشخص با همین نام را اثبات نمی کند.
درخواست از روسای قوای سه گانه
جمعی از قربانیان روش غیرعلمی «شبیه سازی ذهن» و نمایندگان جامعه علمی و بالینی، از روسای قوای سه گانه خواهان بررسی فوری و مستقل کارهای مجازی در رابطه با این تکنیک شده اند. آنها به تبلیغات گمراه کننده ای که ادعاهای درمانی برای اختلالات عصبی بدون شواهد علمی معتبر عرضه می دهند، اعتراض کرده و خواهان توقف این کارها و بررسی شکایات مربوط به صدمه های جسمی و مالی هستند.
این گروه تاکید دارد که سلامت خردسالان و افراد دارای معلولیت نباید به میدان آزمون ادعاهای اثبات نشده تبدیل گردد و از متخصصان و انجمن های علمی دعوت به پشتیبانی از این مطالبه کرده اند.
منبع: سلامت
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب